آغاز عصرستارگان بارسا
شایعه رئال برای همیشه فراموش شد ...
«اخبار مربوط به مرگ رئال مادرید، بیش از حد اغراق شده است.» لااقل این چیزى است که کهکشانى ها مطرح مى کنند. «این مرد مرده، بسیار هم زنده است.»این جمله آخر را میشل سالگادو مى گوید، مدافع راست رئال قصد دارد در مجتمع تمرینى رئال در لاس روخاس با حرکات شور آفرین خود این را به عینه به اثبات هم برساند. دیوید بکام هم مدعى است شکست ۰-۳ چندى پیش رئال در برابر بارسلونا، فقط یک نتیجه بد در روزى بد بوده و نه هیچ چیز دیگر. «رئیس پرز» هم در مصاحبه اى با رادیو «سادناسر» گفت: «ما قبلاً بار ها صدرنشین لیگ بوده ایم و اگر لیگ را عرصه ستاره ها نامیده اند، در درجه اول به خاطر حضور ما است.این مطمئناً پایان یک عصر و دوره براى ما نیست.»نظر اکثر مطبوعات اسپانیا طى ماه هاى اخیر چیزى خلاف این بود. بازى بارسا -رئال در نوکمپ کیفیت بالایى داشت و از هر جهت پرشکوه بود ولى در پایان مشخص شد که فقط تیم کاتالونیایى مدعى حقیقى قهرمانى است و رئال فعلاً حال و روز خوشى ندارد. در این میدان حداقل ده بازیکن دیده مى شدند که کاندیداى تصاحب عنوان مرد سال اروپا یا جهان بودند. اگر یک ضعف و نقطه سیاه در این میدان وجود داشته، بازى ضعیف رئال بوده است. این تیم نتوانست در حد نبردى مثل «ال کلاسیکو» ظاهر شود.در این میدان چیزى از رائول، روبرتو کارلوس، زیدان، رونالدو و بکام دیده نشد و فقط گوتى و تا حدى فیگو خوب کار کردند.در پایان بازى وقتى فرانک ریکارد گفت که بارسا کنترل مسابقه را از آغاز تا پایان در اختیار داشته، هیچ کس شک نکرد ولى هنگامى که ماریانو گارسیا رمون گفت هیچ کدام از دوتیم برترى قاطعى بر رقیب نداشته همه زیر خنده زدند. شاید استدلال شود که گل اول نتیجه اشتباه وحشتناک روبرتو کارلوس و هماهنگ نبودن کاسیاس با او بوده ولى همین اتفاق تفاوت هاى دو تیم و سرنوشت شان را در این فصل ترسیم کرد.
حتى بکام نیز مجبور شد اعتراف کند وحدت در اردوى بارسا در حال حاضر بسیار بیشتر از مادرید است.بکام مستقیما اشاره اى نکرد، اما منظورش انتقادات آشکارى بود که در پایان بازى روبرتو کارلوس از کاسیاس صورت داد و او را مقصر گلى توصیف کرد که تیمش پذیرفته است، ولى اگر رئالى ها به دنبال گناهکار باشند، باید تمامى نفرات خود را با انگشت دست نشانه بگیرند. در طول مسابقه سرعت، حرکت، مهارت و شور بارسا بسیار بیشتر از حریفش بود. در این شب به نظر مى رسید که تیم مادریدى بیش از حد کند و مغرور است. تیمى را پیش روى خود مى دیدیم که بیش از اندازه براى خود احترام قایل است ولى در میدان عمل خسته و فاقد شادابى است.
شطرنج و متریکس
یک خبرنگار نوشت: «رئال مى خواهد مثل بازى شطرنج حرکت کند و حتى لباس هایش کثیف نشود. بارسا ناگهان و به سرعت حرکت مى کند. درست مثل داستان وست ساید (فیلم مشهور و موزیکال هالیوودى و درو کننده جوایز اسکار ۱۹۶۱). یک مجرى رادیویى نیز گفت: «مادریدى ها اصلاً نمى دوند. آنها حتى عرق شان هم درنمى آید.کار هاى بنیادین فوتبال نیز از یادشان رفته است.»گل دوم بارسا نیز که توسط دکو طراحى و به وسیله جووانى فن برونکهورست زده شد، همین را مى رساند و تفاوت هاى تیمى را که مى دود و دیگرى را که انتظار دارد همه چیز به خودى خود حل شود، ترسیم مى کرد. پنالتى رونالد ینیو نتیجه را ۰-۳ کرد و اگر رئال شانس نمى آورد، بیشتر از اینها هم گل مى خورد.بدیهى بود که استقبال خوبى از مادریدى ها در بازگشت به شهرشان صورت نگیرد، اما بدتر از آن تم ناامید کننده تمام نشریات و حتى روزنامه هاى دوستدار رئال بود که این بار دربست پذیرفتند.بارسا از آنها بهتر است. بعضى ها هم با صرافت و ظرافتى بیشتر مطالبى شبیه به ستون هاى ترحیم براى کهکشانى ها نوشتند و البته این کار بیهوده نبود. انگار در اسپانیا اکثر مردم و در کاتولونیا تقریباً همه مردم از قبل مطمئن بودند که بارسلونا برنده این دوئل خواهد بود. «آسن» با نگاهى وسیع تر بازى نوکمپ را پایان یک عصر (دوره طلایى رئال) خواند و مارکا در نقطه مقابل آن را شروع یک عصر (دوره حاکمیت بارسلونا) نامید.یک بحث اساسى که مورد اشاره اکثر رسانه ها و مردم قرار گرفته، بحث سن و سال است؛ در تیم بارسا ژاوى نشانگر حال و هواى «متریکس» (فیلم سه گانه پرفروش با بازى کیانو ریوز) و همچون او سبکبال است و در رئال دیدن زیدان، همانند تماشاى پخش اخبار از شبکه هاى رادیو و تلویزیونى عهد عتیق است. آلفردو ریلانو سردبیر آسن گفته: «سن و سال و محدودیت هاى آن آشکارا بر دوش رئالى ها سنگینى مى کند.عکس هاى شان را که نگاه مى کنید، کیف مى کنید، بازى که شروع مى شود، ناامید مى شوید.»
اجتماع پیر ها
سیاست رئال مبنى بر خرید بهترین هاى جهان عملاً به این معنا است که این تیم از بازیکنانى شکل مى گیرد که سن و سالى از آنها مى گذرد. زیدان و فیگو ۳۳ ساله اند بکام به ۳۰ سالگى رسیده، کارلوس به ۳۲ سالگى و رونالدو نیز ۲۹ سال را رد کرده. به بارسا نگاه کنید. در این تیم رونالدینیو ۲۵ ساله، دکو ،۲۸ ژاوى ۲۵ و اتوئو ۲۴ ساله اند.البته براى دایر کردن حقوق بازنشستگى رئالى ها هنوز هم زود است. اینکه بگوییم آنها بى تفاوت و نسبت به امروز و آینده دلسرد شده اند، ادعاى صحیحى نیست. پیشینه و کارنامه آنها چیزى خلاف این را مى گوید. اما در این نمى توان شک کرد که مسن تر ها اشتهاى چشمگیر جوان تر ها را ندارند و انگیزشى براى حرکت بیشتر نمى یابند.بازیکنانى که جام جهانى را برده اند، همیشه به خود نهیب مى زنند که دیگر کافى است و در تیم رئال زیدان و روبرتو کارلوس و رونالدو چنین اند. در بارسا فقط رونالدینیو از این قماش است و تیم پر است از کسانى که نیاز به اثبات حقانیت خود دارند و در نتیجه از حرکت باز نمى ایستند. این مثل تفاوت سیر ها و گرسنه ها است.شورى که در بارسا مى بینید، به خاطر رسیدن به افتخارات است. افتخاراتى که زیزو از آن اشباع شده است. رئال مشکلات فنى نیز دارد و تیم بعضى اوقات بسیار بد ارنج و هدایت مى شود. شاید هم مربیان رئال چاره اى ندارند زیرا نفرات تیم را نه آنها بلکه پرز و براساس گرایش هاى اقتصادى و منافع تجارى خود انتخاب و استخدام مى کند. مربى مى ماند و یک تیم پرطمطراق ولى فاقد شادابى.
مسئله هافبک وسط
همه و همه در مادرید معترفند که رئال به طرز بسیار آشکارى محتاج یک هافبک وسط بازى ساز و دفاعى است که بتواند تیم را بگرداند. مادرید بهترین بازیکن را براى این پست داشت که کلود ماکلله بود اما سیاست حفظ او را نداشت و کرش در فصل پیش و کاماچو و رمون در فصل جارى به طرز مذبوحانه اى کوشیده اند از بکام یک هافبک وسط توانا براى این تیم بسازند و طبعاً نتوانسته اند حتى کنکاش در نحوه جدایى ماکلله از رئال نیز نشانگر مشکلات و بدفهمى هاى ورزشى و اجتماعى است که بر برنابئو حکم مى راند.وقتى تابستان امسال شایع شد که پاتریک ویرا از آرسنال صید خواهد شد، مردم به این نتیجه رسیدند که سران رئال سرانجام موضوع را درک کرده و درصدد حل آن هستند اما استخدام او مقدور نشد و پرز در شاهکار (!) جدیدش به جاى نشان کردن یک هافبک دفاعى دیگر مایکل اوون را خرید حال آنکه تیم نیازى به مهاجم نداشت. تاثیر مستقیم این خرید ادامه نیمکت نشینى فرناندو مورینتس در برنابئو بود. درست است که اوون با احتساب دقایق اندک حضورش در میدان خوب و بالنسبه زیاد گل زده اما این هم سیاست استخدام او را توجیه نمى کند.تبعیض هم در مادرید وحشتناک است اخیراً که به نفرات تیم یک اتومبیل هدیه داده شد، به ستاره هاى درشت تر تیم اجازه داده شد که ماشین دلخواه شان را شخصاً برگزینند و به سایرین خیر. پس از آن حسادت و کینه اى تازه در دل سایر نفرات تیم نشست و وقتى این قضیه به وسط زمین منتقل شد هیچ کس براى دیگرى جان نداد.
بکام گفته: «وقتى در باشگاهى بزرگ بازى مى کنید، حتى یک شکست کافى است تا بگویند تیم دچار بحران شده. بر عکس من فکر مى کنم با مهارت فنى که ما داریم جبران عقب ماندگى مان نسبت به بارسلونا و فتح لیگ هنوز امکان پذیر است.»مسئله این است که کمتر کسى مثل بکام مى اندیشد.
منبع: World Soccer